تشنگان قدرت و شیفتگان خدمت
بسم ا.. الرحمن الرحیم ، و ان یکادالذین کفرو لیزلقونک بابصارهم لما سمع الذکرو یقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکرو للعالمین

یادداشت ها و نکته هایی در باره موضوعات اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی
برای خرید کتاب تشنگان قدرت وشیفتگان خدمت کلیک کنید
(بخشهایی از معرفی کتاب تشنگان قدرت)
(پوسترمعرفی کتاب درخبرگزاریهای کشور )
(خلاصه برداری از کتاب تشنگان قدرت توسط سایت اثیر)

اسفند 1396
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29
آرشیو
موضوع بندی

رسانه هاوخبرگزاریها
(گوگل)
گویا
یاهو
پارسیک

کامپیوتر و نرم افزار
شرکت های بورسی
جمعه 25 اسفند‌ماه سال 1396
نقویان و خطبه های نماز جمعه


دوشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1396
پیرامون کم عقل خواندن مخالفان دولت

پیرامون کم عقل خواندن مخالفان دولت

                        ( ابراهیم ناظمی)

دکتر روحانی رئیس جمهور مخالفت و مبارزه با دولت را از سوی برخی کم عقلی دانسته است به نظر من مخالفان دولت و کسانی که با دولت عناد دارند نه تنها کم عقل هستند بلکه دچار یک نوع بیماری  وحق به جانبی هستندکه از این واژه براشفتند (  سقراط می گوید:  کسی که می گوید کم عقلم در واقع عاقل است ) اینها از نوع کسانی هستندکه منافع فردی را بر منافع ملی کشور ترجیح می‌دهند این افراد به منافع کشور نمی‌اندیشند به معاش خود فکر می کنند و از نوع افرادی هستند که چنان شیفته جاه و مقام و موقعیت خود و معاش سرریز خویش شده‌اند که عقل از هوششان رفته است و به مانند آنانی هستند که در مقابل حقیقت کورند مانند آنانی که خود را به خواب می زنند و بیدار نمی شوند مانند آنانی می‌مانند که پول می‌گیرند تا خود را به نادانی و ناآگاهی بزنند و شرف خود را معامله کنند

 هم اینها کسانی هستند که وقتی در خویش به قضاوت می نشینند به راه درست اذعان دارند اما در موقعیت ها و مناسبی که دارند به منافع ملی نمی اندیشند 

من خود از این نوع شاهد بودم که در دوره احمدی نژاد فردی پشت تریبون از احمدی نژاد دم می زد و می گفت : این موضع شغلی من است از این مجلس که بیرون بروم نظر و قضاوت من متفاوت است

 رئیس جمهور این افراد راه کم عقل می داند که دو شخصیتی هستند و بر خلاف منافع ملی و مصلحت دینی و اجتماعی و حتی( نفس سالم خویش ) سخن می‌گویند به خاطر موقعیت دنیایشان و در سایه همین حب دنیا است که عدل و انصاف را از ظلم و اجحاف نمی خواهند تمیز دهند و سفره خرجشان را کم بار کنند

 انتقاد به دولت و اساساً قوه مجریه بسیار خوب است اما انتقاد رو به جلو، و مهمترین انتقادی که به دولت می توان داشت کندی در پروژه های سیاسی فرهنگی و اجتماعی است ، مالیات بر ارزش افزوده است که به ناحق بر گردن مردم سوار کردند و... !! 

 جامعه ما به تحولات اساسی و اندیشه‌ای بسیار نیاز دارد ما نمی‌خواهیم همیشه در افکار کهنه و عادت های خانمان سوز غرق باشیم 

باید قدری به خود آییم و از کردارهای ننگین تاریخ مبارزات ملت و غفلت های آن درس بگیریم و اشتباهات سیاسی راه جبران کنیم 

در هر حال مخالفت و مبارزه با دولتی که از روی صدق و صفا خدمت می‌کند هنر نیست جهالت است و انتقاد سازنده غیر از مخالفت و مبارزه کینه توزانه و تخریب است که زائیده شکست انتخابات ریاست جمهوری است

پیامبر اکرم می فرمایند بدترین مردم کسی است که آخرتش را به دنیا بفروشد و بدتر از آن کسی است که آخرت خود را برای دنیای دیگران بفروشد ( مکارم الاخلاق جلد ،۲ص۳۱۹)

اساساً اوصافی که تاکنون دکتر روحانی نسبت به معاندان و مخالفان دولت به کار برده است از جمله دروغگو، افراطی، عقب‌مانده ، و ترسو ، به واقع نه تنها توهین نبوده بلکه به نوعی هشدار، تذکار و هدایت و آگاهی‌بخشی بوده و نیز دارای مرتبه نهی از منکر و مصداق واقعی صفت های ناپسند است.

  

آیا انتقاد از نوع اینکه برجام کاری نکرده ! ( در عین حال ،همین ها، دفاع جانانه هم از برجام دارند) و یا دولت برای مردم کاری نکرده درست است؟ ! که همیشه دولت و مجلس را آماج حملات دروغین قرار می دهند اصطلاح کم عقل فقط برای همین دو موضوع بسیار هم ، محترمانه است.

 اصلاً مخالفت با اقدامات سازنده دولت در اصلاح امور اجرایی چه معنایی جز کم عقلی یا غرض ورزی می تواند داشته باشد موارد برای انتقاد از دولت وجود دارد آن هم بسیار ،اما تنها عالمان سیاست و دیانت از پس آن بر می آیند نه هر انسان ناقابلی ..


هنوز رئیس‌جمهور واژه منافق را علیه این افراد به کار نبرده است که رایج این افراد است که برای در هر کسی به کار میبرند وآن را به دیگران نسبت می دهند !  و اصلاً پروژه بنی صدر سازی برای روحانی چه منظوری را میرساند.


شنبه 23 دی‌ماه سال 1396
تلگرام موجب رسوایی دروغگو ان است

سه‌شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1395
چهارشنبه سوری و فوائد آن

 

چهارشنبه سوری و فوائد آن


 چهارشنبه سوری یک سنت و یادگار ملی است، اما همچنان با آن مخالفت می شود وهمواره با آن سرستیز دارند ، برنامه های تلویزیون همواره از خطرات آن سخن می گوید ومردم را ازبرگزاری جشن های  چهارشنبه سوری برحذرمی دارد و کسی هم جرات تحلیل و یا تجلیل ازچهارشنبه سوری را ندارد، دربسیاری ازموارد دیگرهم چنین است، اما چهارشنبه سوری یک عید تمام عیاراست که سالی یک بارمی آید ومی رودو فوائدی هم دارد.

 چهاشنبه سوری اگردرست هدایت شود یک شادمانی ملی است ،یک همدلی و هم نوایی است یک جشن همگانی است یک تفریح است که دراثرآن گرما بین مردم تقسیم می شود، من خود حوصله این کارها را ندارم اما می توانم لااقل با تماشا درشادمانی دیگران شریک باشم و معتقدم نباید جامعه ازآن منع شود لحظه های شاد نایاب است وتجدید روحیه ضرورت دارد وچهارشنبه سوری یعنی ثواب و نیکی و کسب روحیه بهتر برای زندگی جمعی و برای زندگی مسالمت آمیز،چون صلح و دوستی انسانها براثر شادی پدید می آید نه دراثرافسردگی و دل مردگی.

در چهارشنبه سوری مردم لحظاتی را به اجبار می خندند و شاد می شوند اما کسانی با همین شادی و عید نوروز مخالفند ، کسانی فقط آسیب های چهارشنبه سوری را مطرح می کنند درحالی که جشن چهارشنبه سوری فوائدی هم دارد که آنان را جرات گفتن نیست و آن فوائد، فوائد اجتماعی و تجدید روحیه از خستگی ها و افسردگی ها و فراموش کردن غم ها و از یاد بردن فشارهای روانی روزانه که این روزها مانند باران بر سر مردم می بارد.

نمی بایست جشن های چهارشنبه سوری فقط توسط جوانان و کودکان برگزار شود بلکه در کنارکودکان و نوجوانان باید بزرگترها حضور داشته باشند و آنها را ازاقدامات خطرناک برحذر دارند و به آنان روش درست برپایی این جشن ملی را بیاموزند ، واصولا این جشن ها ، مال بزرگتر هاست اما ازآنجا که با این جشن سر ستیزبرقرار است تنها جوانان به آن مبادرت می کنند درحالی که باید بزرگترها مراقبت کنند و روش های صحیح را به جوانان بیاموزند.

لازم نیست همیشه ازخطرات آن سخن به میان آید خطرات همه جا هست ، خطرات درترددهای پر ترافیک جاده ای هم هست که هرسال عید، صد ها نفر کشته و صدها نفر مجروح به جا می گذارد خطرات درآتش زدن ساختمان پلاسکو هم هست، خطرات در تظاهرات خیابانی غیر آرام هم هست ، خطرات همه جا هست ، خطرات در بی احتیاطی انجام کارهای فنی هم هست ، خطرات درنزاع های خیابانی که مردم تحمل یکدیگررا ندارند وبه خاطرناراحتی های روحی و فشارهای گوناگون اجتماعی و دست تنگی های مالی سرموضوعات کوچک از جمله تصادفات و تردد ها به سرو کله هم می پرند هم هست ، همه جا خطرات هست، خطرات درجشنهای تولد ائمه اطهار که برخی ازهیات های مذهبی به این مناسبت ها به نورافشانی می پردازند هم هست، اما باید انسان عاقل پیشگیر خطرات باشد و عید ملی احترام بگذارد.

اما شادمانی ها، ازاین خطرات و دل مردگی ها می کاهد و گذشت و صبوری را جایگزین می کند ، در شادمانی ها انسانها خطرمی کنند و ازآن پیروز بیرون می آیند مانند اسکی بازان ، اکروبات بازان ، کشتی گیران ،و..

 اما چه سود، الان که این مطلب را می نگارم درمحله ما هیچ خبری ازچهاشنبه سوری نیست و محله ما مانند شهر مردگان است .

پس شادمانی راازمردم نگیرید جشن ملی را ازمردم نگیرید ،همه موفقیت های انسانها درسایه شادمانی ها بوجود می آید انسانها با داشتن روحیه ی شاد، می توانند درامور سخت به موفقیت های بزرگ دست یابند.


چهارشنبه 22 دی‌ماه سال 1395
داغ بزرگ را چگونه تحمل باید کرد؟؟

 داغ بزرگ را چگونه تحمل باید کرد؟؟  

( ابراهیم ناظمی)

حال خوشی ندارم در فراق آیت ا..هاشمی رفسنجانی 

احساس می کنم روح ملت از تنش جدا شده است ، همواره به یاد آن بزرگ مرد تاریخ هستم و قلبم آرام وقرار ندارد، نمی دانم چه کنم ، اصلا فکرش را نمی توانم بکنم که صداقت ، آگاهی ، مصلحت ، دانش سیاسی ، فروتنی ، انسانیت و شرف ،بزرگی و جلال ، صفا و راستی ،و دهها صفت انسانی دیگر به این آسانی از جامعه پر بکشد

خدایا چه می توان کرد و چه می توان گفت درفقدان آن عزیز سفرکرده !!

درکلامی مختصر ، قلبم عجیب می تپد و داغ بزرگ رفتن آیت ا..هاشمی رفسنجانی ، این آیت واقعی خدا ،به شدت آزارم می دهد نمی دانم چه کنم چه بگویم و چگونه داغ دلم را تسکین دهم ، اشک امانم نمی دهد خوابم نمی برد ، درخواب و بیداری به یاد سردار سازندگی هستم سردارعزت و شرف ، سردار غیرت و تواضع سردار مردانگی و راستی .

خدایا تو تسکین دل من باش و صبری به من عطا کن .

سر درگم شده ام ،

هاشمی رفسنجانی بیش از هر زمان دیگری حضورش در انقلاب ، کشور، سیاست و دین ، واجب و واجب بود .

 مانده ام که این حضور واجب هاشمی را به چه بهانه ای مصلحت بدانیم، خدایا به من ناچیزصبر بده تا ازاین بحران مصیبت عبورکنم .

زبان الکنی دارم ولی دلم به ایران و ایرانی می سوزد دلم به حال اسلام محمدی می سوزد که اینقدر آلوده شده است،وقت های زیادی برای امیرکبیر گریه کردم اما ازاین پس باید برای هاشمی رفسنجانی گریه کنم .

الان که این حالم را فی البداهه می نگارم اشک امانم نمی دهد تپش قلبم بسیار است و اشک اجازه تایپ مطلب را نمی دهد خدا یا تو خود می دانی من بدهکارو یا شرمنده کسی و یا جریانی نیستم  که بخواهم بهانه ای برای عذاب وجدان داشته باشم و خود را محاکمه کنم ،برای انقلاب نیز به سهم خود و به میزان کافی تلاش کردم اما احساس می کنم با رفتن هاشمی رفسنجانی ،بسیاری از ارزشهای جامعه بیش از گذشته رنگ می بازد و بی ایمانی درافراد لبریز می شود و.. خدایا .... چه بگویم ؟ سخن را کوتاه می کنم و هواسم را به سایر امور خود می سپارم شاید به آرامش برگردم و الا سخن گفتن از این داغ بزرگ ،بسیارو بسیار و بسیار است.   


چهارشنبه 22 دی‌ماه سال 1395
شان روحانیت وحفظ آن

 

شان روحانیت وحفظ آن     

یک روحانی که استاد فلسفه علوم دینی و اهل فکرو اندیشه است می گفت : ما طلبه ها وقتی وارد حوزه می شویم و چهار تا کتاب می خوانیم خودمان را آیت ا.. العظمی می دانیم، اما پس از چند صباحی که در پاسخگویی به مسائل کم می آوریم به آیت ا.. قانع می شویم پس ازمدتی برهمین منوال، به حجت الاسلام والمسلمین قانع می شویم و بازکه کم می آوریم به ثقه الاسلام بسنده می کنیم وسپس به یک روحانی عادی و یک منبری خودمان را قانع می کنیم وهمین طور در نهایت می فهمیم که ای بابا ،ما یک طلبه بیش نیستیم که باید هرروز درس هم پس بدهیم .

اندک  روحانیونی هم هستند که 40 تا 50 سال و بلکه بیشترزحمت می کشند درس می خوانند بحث می کند به درجه اجتهاد می رسند و درنهایت ممکن است برخی از آنها به لحاظ علمی و اندیشه ای و تفکر بالا به درجه آیت الهی برسند که تازه آنهم ممکن است مورد قبول عامه مردم واقع نشود، اما به هر حال دارای یک شان اجتماعی می شوند.

با این حال می بینیم که شخصیت بزرگی چون آیت ا.. هاشمی رفسنجانی که قبل و پس ازانقلاب خدمات بی نظیری را به اسلام و ایران و فرهنگ دینی ، سیاسی، اجتماعی وملی  داشته است وبه جرات می توان گفت: مانند او کسی در چند دهه گذشته اطلاعات تاریخ اسلام و سیاست دینی رانمی دانسته یک شبه پس ازارتحال به حجت الاسلام والمسلمین تنزل می یابد و من مانده ام که این تنزل ناشی از چی و به چه سبب است ؟؟؟

آیت ا.. هاشمی رفسنجانی قبل ازانقلاب به درجه اجتهاد رسیده است ودرآن زمان ، نام وی درکنار بزرگانی چون آیات عظام،خمینی ، شریعتمداری ، طالقانی ، مطهری ،منتظری ،خامنه ای و بهشتی مطرح بوده است و بدیهی است که او پس از چهل سال و بلکه 60 سال تجربیات گرانقدردر زمینه های گوناگون سیاسی ، دینی و مملکتی ،باید لقب فیلسوف می گرفت که البته شایستگی آن را هم داشت.

درحالی که قبل از انقلاب اگر شیخی چهارتا  سخنرانی خوب داشت و یا به دست عوامل شاه دستگیرو یا زندانی می شد و یا به شهادت می رسید پس از فوت به او لقب آیت ا.. می دادند که بسیارهم داده اند و بارعلمی هم نداشته اند.

و یا سربازان شهیدی که پس از شهادت لقب سرداری و سرهنگی و سرتیپی وسرلشکری و یا فرماندهی می گرفتند.!

حالا این تنزل درجه ، که برای آیت ا.. طبسی و اکنون آیت ا.. اکبرهاشمی  رفسنجانی  رخ داده را نمی دانم دارای چه تحلیل  وتفسیری است. نظر شما چیست ؟


یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1395
ایت ا..العظمی اکبرهاشمی رفسنجانی ،امیر کبیر دوم ایران به رحمت ایزدی پیوست

امیر کبیردوم  ایران رفت. 

ایت ا..العظمی اکبرهاشمی رفسنجانی ،امیر کبیر دوم ایران به رحمت ایزدی پیوست  

این راد مرد بزرگ درشب 20 دی ماه 1395هجری شمسی همزمان با سالروز شهادت میرزاتقی خان امیرکبیر( بیستم دی ماه 1230ه.ش )  ازمیان ملت ایران رفت و ملت بزرگ ایران را داغدارکرد.



ملت بی پدرشد


رهبر بی یاورشد


ملت بی سرورشد


ملت بی حامی شد


ملت بی کس شد


ملت بی چراغ راه شد.


آیت ا..العظمی هاشمی رفسنجانی مردی که نظیرش را تاریخ ایران به خود ندیده بود غافلگیرانه و ناگهانی ازمیان ملت بزرگ ایران رفت و داغ بزرگی را بردل ملت  انقلابی ایران نهاد.

اکبرهاشمی رفسنجانی دراثرفشارهای گوناگون و ناجوانمردانه  سیاسی که به انحاء مختلف طی سالیان گذشته به ایشان وارد می شد بلاخره سکته را زد و دارفانی را وداع گفت. که به حق باید او را از شهیدان گرانقدرو بزرگوارراه دین، میهن و آزادگی دانست.


همیشه ازاستقامت و پایمردی بی نظیراین استوره تاریخ، مرد تدبیرو توکل ، مرد یقین وباور،مرد روشن و بی ادعا، مرد آزادی و استقلال ،مرد پیشرفت وسرافرازی درراه اهداف انقلاب ،دین و ایران سربلند سخن به میان می آمد اما بدخواهان ازخدابی خبراورا لحظه ای آرام نمی گذاشتند و همواره اووخانواده مظلومش  را با شیطنت های گوناگون سیاسی آزارمی دادند.


این ضایعه بزرگ را به تک تک هم میهنان عزیزو رهبرانقلاب حضرت آیت ا.. خامنه ای و سلسله روحانیت و بویژه خانواده گرانقدرآن مرحوم تسلیت عرض می نمایم.

یکشنبه 10 مرداد‌ماه سال 1395
دکتر عبدالکریم سروش: ﻣﺎ ﺑﺎ ﻋﻘﻮﻝ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻃﺮفیم، ﻣﻨﺒﺮﯼ ﻫﺎ ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﻋﻮﺍﻃﻒ ﺟﺎﻣﻌﻪ.
موسسه حقوقی سخن حق@, [۲۹.۰۷.۱۶ ۲۲:۵۶]
دکتر عبدالکریم سروش:
ﻣﺎ ﺑﺎ ﻋﻘﻮﻝ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻃﺮفیم، ﻣﻨﺒﺮﯼ ﻫﺎ ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﻋﻮﺍﻃﻒ ﺟﺎﻣﻌﻪ.

 ﻣﺎ ﻋﻘﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻌﻘﻞ ﺗﻠﻨﮕﺮ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ، ﺁﻧﺎﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻋﺎﻃﻔﻪ ﺭﺍ ﻣﺘﺒﻠﻮﺭ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.
ﻣﺎ ﺧﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺭﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺍ .
ﻣﺎ ﻣﯽ ﺗﮑﺎﻧﯿﻢ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺭﺍﻧﻨﺪ.
ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻭ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻮﺭﺍﻧﺪﻥ ﻋﺎﻃﻔﻪ ﺁﺳﺎﻧﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎﺭﻭﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﺮﺩ ﻣﺸﮑﻞ ﺗﺮ. ﺷﻮﺭﺍﻧﺪﻥ ﻋﻮﺍﻃﻒ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯾﯽ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ، ﺑﺎﺭﻭﺭ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺧﺮﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮ.
ﺁﻧﺎﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﻣﺮﯾﺪ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﺳﯿﻨﻪ ﭼﺎﮎ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﻣﻨﺘﻘﺪ ﻭ ﮔﺮﺩﻧﮑﺸﺎﻥ ﺑﯽ باک.
 ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ، ﻣﺎ ﺑﺮ ﺳﯿﺒﻞ ﻓﺤﺶ ﻣﻨﺘﻘﺪﺍﻥ .

ﺁﻧﺎﻥ ﺟﻬﻞ ﻣﯽ ﮐﺎﺭﻧﺪ ﻭ ﺧﺮﺍﻓﻪ ﺩﺭﻭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﺎ ﺍﻣﺎ ﺑﺬﺭ ﭘﺮﺳﺶ می اﻓﺸﺎﻧﯿﻢ ﻭ ﺗﻌﻘﻞ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ.
 «ﺟﺎﻫﻠﻪ» ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩ ﻏﺎﯾﯽ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺳﺖ «ﻋﺎﻗﻠﻪ»ﺍﺭﻣﻐﺎﻥ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﻣﺎ.


جمعه 25 تیر‌ماه سال 1395
توافق برجام، و بغض درگلو

توافق برجام، و بغض درگلو

( ابراهیم ناظمی )

از توافق برجام یک سال گذشته است اما منتقدان چنان سخن می گویند و چنان این تواقق پرثمر را بی ثمرمی خوانند که گویی (من) و (ما)  شان را از دست داده اند.

12 سال تمام امورارتباطی، تجاری، بازرگانی، سیاسی،حیثیتی ، بین المللی ، اقتصادی ، بانکی ، صادراتی ووارداتی، وزمینه های فروش نفت رابرهم زدند وایران را درعرصه جهانی بی آبروکردند آنوقت توقع دارند ظرف یک سال که ازتوافق برجام می گذرد، بهشتی با 7 دربه رویشان باز شود تا اینها بازهم ازمنافع توافق برجام بهره ببرند همچنان که ازعدم توافق برجام بهره می بردند واعلانیه های سازمان های بین المللی را کاغد پاره می خواندند و تحریم ها را بی اثرتوصیف می کردند و باز دست ازبی ارزش خواندن توافق برجام بر نمی دارند که البته اگر نه 7 بهشت ، که 700 بهشت هم با نهرهای فراوان برای این جماعت مهیا گردد بازهم ازکینه جویی خود درتخریب موفقیت های دولت تدبیر و امید دست  برنخواهند داشت،

برجامی که:

 سایه جنگ را ازسرایران برداشته ، انزوای ایران را در عرصه جهانی پایان داده ، تبادلات تجاری و بازرگانی ایران و جهان را به راه انداخته ، پای روسای کشورهای توسعه یافته را به ایران باز نموده ، تحریم های شکننده را برطرف کرده ، اموال و مطالبات ایران از سایر کشورها را وصول کرده ومی کند ،ارتباطات و سفرهای هوایی بین کشورهارا برقرارنموده، راه ورود تجهیزات فنی مهندسی را به کشور باز نموده ،جلو گرانی و تورم را درایران به شدت گرفته و مهار ساخته ، فروش نفت را بالا برده ، آشتی ملی را برقرار کرده ، اجرای تعهدات ایران وجهان و1+5 را درکفه ترازومنظرجهانی قرارداده ، اتهام ساخت بمب اتم توسط ایران را سلب کرده وائتلاف بین المللی را به نفع ایران فراهم نموده است و...

بازهم منتقدان ، تحمل چند صباحی را دررفع موانع ومشکلات فرا روی برجام ( آنهم درفضای آرام سیاسی ) ودرمسیربرجام ندارند و مرتب نسبت به موضوع، منفی بافی می نمایند و انتظار دارند هیچ مشکلی بروز ننماید ،

در حالی که وقتی 12سال پی در پی ،افکار جهانی علیه ایران منفی شود ، آیا می تواند ظرف چند هفته و یا چند ماه این افکارمنفی که جهانی هم هست مثبت گردد ، و با وجود بی اعتمادی که درباره ایران حاصل شده و هنوزهم گاهی (با آزمایش های توان موشکی و..) به این بی اعتمادی دامن زده می شود اعتماد جهانی را کسب کرد؟؟

پس باید صبر کرد؟؟

در خیلی از گزارشات و خبرهای روزنامه ای و رسانه ملی ، موفقیت های برجام را بر پایه مقاومت 12 ساله و تلاش های تولید انرژی هسته ای و دفاعی تلقی می نمایند، که البته این هم درست است وما دراین سالها تلاشهای خوبی کرده ایم و موفقیت هایی بدست آورده ایم ، اما این دلیل نمی شود که موفقیت حاصل شدن توافق را تنها مبتنی به تقویت بنیه دفاعی بدانیم ودیپلماسی قوی و ارزشمند وتدبیرهای مذاکرات (پیروزی دیپلماسی بر زور)رانادیده بگیریم ، چرا که اگراین طور بود ما درسالهای گذشته هم باید می توانستیم سرافرازانه به توافق برسیم وهم، پیشرفت های بیشتری در سایه توافق حاصل نمائیم و از زیان بار بودن عواملی که در بالای این متن قید شده است بکاهیم.


جمعه 25 تیر‌ماه سال 1395
چرا دروغ و لجن پراکنی ؟

 

چرا دروغ و لجن پراکنی ؟

( ابراهیم ناظمی )

 

چرا هنوز برخی ازتندروها ویا اصولگرایان ازشفافیت اطلاعات می ترسند و درفضای سیاسی واجتماعی دروغ گویی و لجن پراکنی می کنندو به حقایق و اعتقادات لطمه می زنند؟؟

در اغلب نوشته ها و پیام هایی که ازسوی برخی اصول گرایان انتشارمی یابد دروغ های متعدد بیان می شود وسیاه نمایی های فراوان صورت می گیرد ومرتب لجن پراکنی می گردد و مرتب گزارشهای دروغین ازعدم موفقیت های دولت به میان می آید و زمینه نا امیدی مردم را به فعالیت های دولت دامن می زند و دستاوردهای دولت را، ناچیز وکم ارزش جلوه می دهد.

 این نوع کارها که دررسانه های اصول گرا وحتی میانه رو فراوان گزارش می شود نشان میدهد که به طور کلی اصول گرایان و شکست خورده گان سال 92 انتخابات ریاست جمهوری ،از شفافیت های خبری می هراسند و هزاران جورسعی می کنند تا درخشش تلاشها و موفقیت های دولت تدبیر و امید را کم رنگ سازند.

دیدیم که اصول گرایان، دولت نزدیک به نائب امام زمانی خود را به عرصه مدیریت اجرایی کشور کشاندند وبه حد اعلاهم درتقدیس دولت کوشیدند و با خرابکاریهای فراوان، کشور را دربحران های عمیق سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ومادی و معنوی اجتماعی فرو بردند و درعین حال،بازهم ادعای کشور داری عالیه را دارند و تصورمی کنند ازهمه بهترکشورداری بلدند و حداقل نه برای 20 سال بلکه برای همان 8 سال سیاه دولت ممتاز نهم و دهم شان هم نمی خواهند نگاهی به پشت سرداشته باشند ، تا قدری به خویش باز گردند و زیاده خواهی نکنند.

 البته ترس ازدرخطر بودن منافع ملی شان آنها را چنان گیچ کرده است که راه درست وغلط ومنطق وغیرمنطق راهم تشخیص نمیدهند و برای تخریب دولت به هرتهمت وافترا ودروغ پردازی دست می زنند وبی حیایی را به حد اعلا رسانده اند تا جایی که فردی نوشته است فاسد ترین رئیس جمهور ایران روحانی است !!! یا اینکه ازاتاق فکرشان 9 دروغ را به سید عباس عراقچی رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام، که صادقانه در تلویزیون با ملت سخن می گوید نسبت می دهند. 


   1       2       3       4       5       ...       23    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 218630


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
وبلاگ راه میانه در پرشین بلاگ

خبرنگاری با 30 سال سابقه مطبوعاتی و 25سال سابقه در امور قانون کار و شوراهای اسلامی کارگری نویسنده کتاب تشنگان قدرت و شیفتگان خدمت و بازنشسته نمونه سال 1385 در استان خراسان رضوی
شناسنامه کامل من...
شبکه های جهانی
(function (i, s, o, g, r, a, m) { i['GoogleAnalyticsObject'] = r; i[r] = i[r] || function () { (i[r].q = i[r].q || []).push(arguments) }, i[r].l = 1 * new Date(); a = s.createElement(o), m = s.getElementsByTagName(o)[0]; a.async = 1; a.src = g; m.parentNode.insertBefore(a, m) })(window, document, 'script', '//www.google-analytics.com/analytics.js', 'ga'); ga('create', 'UA-40870092-3', 'auto'); ga('send', 'pageview');